خرید بک لینک
 

نگیر از این دل دیوانه، ابر و باران را

هوای تنگ غروب و شب خیابان را

اگر چه پنجره ها را گرفته ای از من

نگیر خلــوت گنجشک xadهای ایوان را

بهار، بی تو در این خانه گل نخواهد داد

هــوای عطــر تو دیوانه کرده گلدان را

بیا که تابستان، با تو سمت و سو بدهد

نــگــاه شعــلــه xadور آفــتابگــردان را

تو نیستی غم پاییز را چه خواهم کرد

و بــی پــرندهxad گــی عصرهای آبان را

سرم به یاد تو گرم است زیر بال خودم

اگر به خــــانه ام آورده ای زمستان را

بریز! چـــاره این عشق، قهوه قجری ست

که چشم های تو پر کرده اند فنجان را ...!

 

"ا.معادی"

 

+ نوشته شده توسط سوری در دوشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۶ و ساعت 12:47 |

برچسب: نویسنده: حمید رضایی تاريخ: چهارشنبه 9 اسفند 1396 ساعت: 19:09

صفحه بندی